گفتگوی بسیار خوبی با جنی راموس، طراح تجربه کاربری و یکی از برگزار کنندگان دورهمی تجربه کاربری اورلاندو داشتم. او به شوخی گفت طراحی برای صفحه نمایش شامل جابه جا کردن یک مشت “مستطیل شیک” است.
با وجود این که این تعریف تماما پیچیدگی های طراحی تجربه کاربری را دست کم میگیرد، منظور جنی را درک میکنم. پس از سالها طراحی برای صفحه نمایش، میلیون ها طراح حرفه ای در مجموع به راه حل های موثری برای تقریبا هر مسئله ای که بتواند در قالب پیکسل ظاهر شود، دست یافته اند.

تجربه های کاربری بد هنوز وجود دارند، و هدایت تیم های برنامه نویسی و بازرگانی در مسیر طراحی(مثلا یاداوری گاه به گاه برای فکر کردن به کاربر) به آدم های حرفه ای نیاز دارد، اما مطئنم پیدا کردن راه حل در قالب یک صفحه دو بعدی مستطیلی میتواند حس یکنواختی داشته باشد.

بسته به این که شما از کدام نوع طراحان هستید، فکر کردن خارج مرز های صفحه نمایش میتواند ترسناک یا رهایی بخش باشد. گروهی که این کار را ترسناک میدانند، باید ان را شبیه زمینی پوشیده از برف تازه ببینند که منتظر آنهاست تا بر ان نقشی بزنند. اینترنت اشیا پر است از مرز های جدید و هیجان انگیز که بسیار فراتر از سنجیدن خوبی ها و بدی های یک ایکون همبرگر در یک منو هستند. اینترنت اشیا دنیایی سه بعدی با مسئله ها و جواب های جدیدی است که در هر گوشه منتظر شما هستند.

برای شروع، در مورد پنج دسته از مهمترین تصمیماتی که در مسیر ساخت یک راهکار نوین و کاربردی در زمینه اینترنت اشیا باید بگیرید توضیح داده ام:

۱- تجربه بهتری ارائه دهید

این دسته همه چیز را در برمیگیرد. تصمیم های زیادی هستند که میتوان به انها اشاره کرد: کاربران نباید نگران عمر باتری باشند،مطمئن شوید تجربه کاربران از عملکرد دستگاهتان بی وقفه است و در اخر؛ به جای اضافه کردن بار شناختی (تلاش ذهنی که کاربر باید برای فهمیدن طرز کار دستگاه شما به کار بگیرد) سعی کنید از ان بکاهید
اگر میخواهید اتصال چیزی به اینترنت را توجیه کنید، احتمالا از زاویه اشتباهی به مسئله نگاه میکنید.

پرسیدن این سوال که چه اتفاقی می افتاد اگر قهوه ساز من به ساعتم وصل بود، سپس فهمیدن چرایی ان میتواند تمرین جذابی باشد. اما سوالی که باید از خود بپرسید این است: یک قهوه ساز بی نقص چگونه کار میکند؟ بعد از پاسخ به این سوال به این فکر کنید که اتصال قهوه ساز به اینترنت چگونه میتواند به رسیدن ان به یک عملکرد بی نقص کمک کند.

این یک تفاوت ظریف اما مهم است. اگر وصل کردن قهوه ساز به اینترنت تجربه بهتری برای کاربرانتان رقم نمیزند این کار را نکنید. من عاشق اینترنت اشیا هستم، اما اگر نتواند کمکی به تجربه کاربر کند هرگز از آن دفاع نمیکنم.

۲- دستگاهتان باید بتواند بدون اینترنت کار کند

هیچکس،حتی پاپ (یا شاید به حصوص پاپ!) همیشه به اینترنت دسترسی ندارد. وقتی برای اینترنت اشیا تجربه کاربری طراحی میکنید، به اتصال همیشگی به اینترنت اعتماد نکنید.

حالت ایده ال این است که فرض کنید اینترنت وجود ندارد، و ببینید چه کارکرد هایی را میتوانید قبل از نیاز به اتصال به اینترنت اضافه کنید. مثلا اگر در حال طراحی یک چتر هستید که هنگام باران نور ابی از خود ساطع میکند، برای زمانهایی که چتر نمیتواند اب و هوا را از طریق اینترنت چک کند یک رطوبت سنج به ان اضافه کنید.
(چتری که راجب ان صحبت شد توسط دیوید رز، نویسنده کتاب اشیا طلسم شده ساخته شده است. پیشنهاد میکنم نگاهی به کتاب بیاندازید.)

حتی اگر تضمینی وجود داشته باشد که در اینده همه چیز به اینترنت وصل خواهد شد، (و نمیتوان چنین تضمینی ارائه داد) احتمال کاملا واقع بینانه ای وجود دارد که سرور های شما تا ابد سرپا نباشند. شرکت هایی که خریده یا ورشکست میشوند معمولا کاربرانشان را دست خالی رها میکنند. در حالی که این موضوع در موارد روی صفحه نمایش قابل مدیریت است، وقتی ان کامپیوتر کوچک به یک دستگاه بزرگ متصل است، عوض کردن ان بسیار دشوار تر خواهد شد.

۳- قابلیت به روز رسانی

عمر مفید دستگاه های متصل به اینترنت بسیار بیشتر از ان است که بتوان فرض کرد که کاربران انها را مثل تلفن های همراهشان هر دوسال یک بار عوض کنند. تولید کنندگان تلفن همراه میتوانند هر چیزی را در تولیداتشان تعبیه کنند، چون میدانند کاربران حدودا دو سال انها را نگه میدارند و بعد گوشی جدیدی میخرند. عمر مفید دستگاه هایی مثل ماشین ظرفشویی یا اجاق گاز بین ۵-۱۰ سال و برای بعضی کاربران حتی ازین هم بیشتر است. به یاد دارید گوشی تلفنتان ۱۰ سال پیش چه شکلی بود؟

به جای گرفتار کردن کاربران با سخت افزار های از رده خارجی که تا ابد به ماشین ظرفشویی کاملا سالم و قابل استفاده شان متصل است، یک طراحی خوب باید قابلیت ارتقا واحد پردازش را (به راحتی و بدون تاثیری روی خود دستگاه) به کاربر ارائه کند. در اینجا منظور از به راحتی بدون استفاده از ابزار است. طراحی ماژولار میتواند امکان فروش بروز رسانی ها را بعد از فروش اولیه برای کسب و کار فراهم کند. یک بازی برد برد برای مصرف کننده و تولید کننده.

این موضوع راجب نرم افزار نیز صدق میکند. سیاست های واضح و قابل فهمی برای برای پشتیبانی ارائه کنید. اگر میخواهید بدانید این کار چگونه انجام میشود، نگاهی به شرکت های نرم افزاری مانند مایکروسافت بیاندازید. انها به صورت شفاف به مشتریان خود توضیح میدهند که هر یک از محصولاتشان تا چه زمانی پشتیبانی میشوند و شما نیز باید این کار را انجام دهید.

به نظر من این موضوع بخشی از تجربه کاربری است، چون ندانستن این که یک سرویس چه زمانی ممکن است دیگر کار نکند در هر مشتری قابل تصوری اضطراب به وجود میاورد. در حالی که هر روز محصولات اینترنت اشیا بیشتری ناگهان از پشتیبانی خارج میشوند، بهتر است کاربرانتان بدانند چقدر مهلت دارند تا شما پشتیبانی از محصول را متوقف کنید.

سیاست های شما باید شامل این موارد باشند: کاربران چه زمانی دیگر اپدیت های مستقیم را دریافت نخواهند کرد، چه زمانی باید برای پشتیبانی تلفنی هزینه کنند (اگر باید هزینه ای بپردازند)، در صورت تعطیل شدن کسب و کار شما چه اتفاقی برای انها میافتد، چه نوع تضمینی برای ادامه کار سرویس های متصل به اینترنت ارائه میکنید و در صورت توقف پشتیبانی چه اتفاقی خواهد افتاد.

پیشنهاد من این است که وقتی پشتیبانی را متوقف میکنید، کدتان را به صورت متن باز منتشر کنید و به طور مشخص به کاربران اجازه دهید خودشان دستگاهشان را دستکاری کنند و ارتقا دهند. اگر قرار است از محصولتان پشتیبانی نکنید تمام ابزار های مورد نیاز کاربران برای انجام این کار توسط خودشان را در اختیارشان بگذارید.

۴- گسترش پذیری

ای پی آی! کلمه سه حرفی زیبایی که برای گوش هر توسعه دهنده ای مانند موسیقی است. اطمینان حاصل کنید که هر چیزی که میسازید از ان برخوردار باشد، زیرا محصولتان استفاده هایی خواهد داشت که شما هیچگاه به ان فکر نکرده اید. قدرت اینترنت اشیا در ارتباط یک به یک محصول شما با فضای ابری که ان را مدیریت میکنید نیست، بلکه در تعامل دستگاه شما با بقیه دستگاه هاست.

اگر این کار ممکن و امن است، اجازه دهید کاربر به دستگاهتان متصل شود، ان را کنترل کند و به اطلاعات تولید شده توسط دستگاه دسترسی داشته باشد. مطمئنا کاربران بابت این کار از شما تشکر خواهند کرد.

۵- امنیت

ایا امنیت یک تصمیم مربوط به تجربه کاربری است؟ میتوانید این سوال را از کاربرانی بپرسید که دستگاه های نظارت بر نوزادشان هک شده. البته هک شدن اصطلاح بی موردی است زمانی که شما امنیت محصولتان را تامین نمیکنید.چیزی که میخواهم بگویم این است که در طراحی به امنیت فکر کنید. کسی از طراح تجربه کاربری انتظار ندارد بتواند اخرین تمهیدات امنیتی را در محصول به کار بگیرد. اما أصول اولیه را بدانید و سعی کنید از کاربرانتان محافظت کنید.

نتیجه گیری

بعد از پروسه طراحی، شما به چیزی خواهید رسید که کاربران میتوانند هر روز با لذت از ان استفاده کنند. همه ناشناخته های معمول تکنولوژی های امروزی، به لطف شما پاسخی خواهند داشت. کاربران میدانند میتوانند پنج یا ده سال بعد از محصولتان استفاده کنند، حتی اگر کسب و کارتان را به کسی واگذار کنید. انها میدانند اگر اینترنت به صورتی که الان میشناسیمش، با پروتکل ها و تکنولوژی های جدید تعویض شود، میتوانند به دلخواه تجربه شان از محصول شما را ارتقا و گسترش دهند یا صرفا بدون اتصال به اینترنت از ان استفاده کنند. انها تجربه خود از محصول را تحت کنترل دارند، و با وجود این که اتصال به اینترنت قطعا ان را بهبود میبخشد،ان را محدود نمیکند.

همه این مزایا به لطف کار شما به عنوان طراح تجربه کاربری اینترنت اشیا وجود خواهد داشت.

نظر بدهید

محسن نجفی استودیو

طراح محصول در شرکت علی بابا